زندگی مسیر مستقیم و راحتی نیست که بتوان در آن بدون هیچ زحمتی، آزادانه سیر کرد،بلکه هزار توی پیچ در پیچی که از طریق آن، باید راه خود را جستجو نمود، چه بسا بارها گم شده، سر در گم شویم و به بنبست برسیم.
اما اگر ایمان داشته باشیم ، آفریدگار هماره دری به روی ما خواهد گشود که شاید هیچ گاه بدان نیاندیشیده باشیم، و سر انجام ما را به رستگاری خواهد رساند.
ای. جی. کرانین
متن بالا رو از کتاب "چه کسی پنیر مرا جابه جاکرد کرد؟" انتخاب کردم.
نویسنده ی این کتاب دکتر اسپنسر جانسون هست.
این داستان درباره ی تغییری که در هزار تو ای اتفاق میوفته، که در آن چهار شخصیت سرگرم کننده در جستجوی پنیرن . اینجا پنیر استعاره ای هست به چیز هایی که میخوایم در زندگی داشته باشیم از جمله شغل، ارتباط با دیگران، پول، آزادی، سلامتی، شناخت، آرامش روحی و ... .
من این کتابو خوندم و به نظرم عالیه.شماهم سعی کنین بخونین.همون چیزایی رو گفته که اکثرا میدونیم ولی چون در قالب داستان گفته زیبا و گیرا شده.
با هر بار خوندن این داستان به چیزهای جدیدتر و مفید تری در آن پی میبرین و به شما کمک میکنه که خودتونو را با تغییرات زندگیتون هماهنگ کرده و به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنین.
تغییر اتفاق می افتد.
آنها دایم پنیر را حرکت میدهند.
منتظر تغییر باشید.
آماده ی جابه جا یی پنیر باشید.
مراقب تغییر باشید.
دایم پنیر را بو کنید تا بفهید چه موقع رو به کهنگی می رود.
به سر عت با تغییر هماهنگ شوید.
هر چه سریعتر پنیر قدیمی را رها کنید، زودتر میتوانید از پنیر جدید لذت ببرید.
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط امان من است
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازگرد
تا صبا پیراهنش را سوی کنعان برد
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید
یا صاحب الزمان


